
خوزستان ، کهن سرزمینی جاویدان ، دیاری گرم و تفتیده با زمینی حاصلخیز و رودهایی روان با یادگارهایی افسانه ای ، چونان نگینی است درخشان که ساکنین این کرهء خاک را به سوی ویرانه های برجای مانده از تاریخ کهن و پر شکوه خویش فرا می خواند تا بازگوید روایتی دیگر از راز دیرینگی و فرهنگ و تمدن افسانه گونهء ایران زمین را .
.... و من از امروز در همین تارنگار آنچه را که در مورد این سرزمین اجدادی خویش دریافته ام ، هر چند که «نمی» از «یم» باشد را به روایت تصویر برای شما خوبان باز خواهم گفت .در گام نخست راه به سوی معبد باستانی 4000 و اندی سالهء زیگورات یا اصطلاحاً چغازنبیل می پوییم:
در بین جادهء اهواز به اندیمشک ، پیش از آنکه جاده ما را به شهرستان شوش دانیال برساند ، راهی فرعی در سمت راست ما قرار می گیرد که اگر وارد آن شویم و اسفالت آن را دنبال کنیم ، بعد از پیمودن 35 کیلومتر راه ،بنایی عظیم و زنبیل گونه را در پیش چشم خود خواهیم یافت که مربوط به دورهء تمدن درخشان ایلامی بوده و عمری بیش از 4000 سال دارد و به معبد زیگورات مشهور است .
تمدن ایلام که پایتخت آن شهر شوش بوده و تاریخ پیدایش آن به 4800 سال و سقوط آن به 2500 سال پیش باز میگردد مناطق امروزی خوزستان ، بوشهر ، ایلام ، فارس و گاهی اصفهان را در بر می گرفته است .
واژهء ایلام در واقع تغییر شکل یافتهء لغت الانتو بوده که در زبان بابلی به معنای «سرزمین بلند» می باشد که علت این نامگذاری شاید به دلیل افزایش ناگهانی ارتفاع سطح زمین این مناطق نسبت به سایر دشتهای مسطح همجوار بوده است .
در حدود 4400 سال پیش یکی از سلاطین مقتدر ایلام ، دستور بنای شهری را در نزدیکی شهر امروزی شوش صادر می نماید که مصالح استفاده شده در آن از بهترین و مقاوم ترین مصالح ساختمانی شناخته شده در آن زمان ، یعنی سنگ ، ساروج ، قیر طبیعی ، آجر ، گچ معدنی و فلزات سخت و شکل آن به صورت مربع کامل و دارای ابعاد 10x10 هکتار و مجموعاً 100 هکتار مساحت باشد.
از آنجا که دین در میان ایلامیان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است ، طبعاً این شهر جدید که دوراونتاش نام گرفته بود دارای معابد فراوان برای عبادت و ستایش خدایان مختلف بوده است ،تا آنجا که مردم ایلامی هر چیز خوبی را هدیه ای از سوی خدایان می دانسته اند ، البته باید دانست که نوع دین این قوم آیین چند خدایی بوده و ایلامیان برای هر موضوعی رب النوعی داشته اند ، در این میان خدایان مونث (الهه ها)، از اهمیت و احترام ویژه ای برخوردار بوده اند ولی پس از بنای شهر بزرگ دوراونتاش ، خدای اینشوشیناک (خدای محافظ شوش)که خدایی مذکر بوده و بسیار مورد احترام مردم این شهر ، قدرت و اعتبار خاصی یافت.
این حرمت و اقتدار باعث گردید تا بزرگترین معبد این شهر ، به نام زیگورات را که دقیقاً در وسط این شهر واقع بوده به این خدای مقتدر و نیز خدای دیگر شوش یعنی ناپیراشاک تقدیم نمایند و در واقع معبد زیگورات محلی بوده برای تقدیس خدای اینشوشیناک و
ناپیراشاک
زیگورات در زبان آکدی به معنای افراشته ساختن می باشد که شاید اشاره ای باشد به ارتفاع بلند این معبد که به سوی آسمان قد کشیده است ، بنا به اظهار پروفسور رومان ریشمن ،باستانشناس فقید فرانسوی این معبد در زمان آبادانی دارای پنج طبقه بوده و 52 متر ارتفاع داشته است که اینک فقط 5/2 طبقه با 24 متر ارتفاع از آن باقی است .
همانگونه که گفته شد این معبد بنایی است چند طبقه و پلکانی شکل که مساحت هر طبقه از مساحت طبقهء زیرین کمتر است ، این بنا کاملاً مربع بوده و طول هر ضلع آن 102 متر می باشد و گوشه های هر کدام از اضلاع منطبق با یکی از چهار جهت اصلی بوده که این خود گواهی است معتبر مبنی بر آشنایی نیاکان خردمند ما با علوم و فنون پیشرفتهء مهندسی و نیز جهات چهارگانهء جغرافیایی .
در وسط هر کدام از این اضلاع نیز دربهایی برای صعود به طبقات بالاتر کارگذاشته شده بود
در ساخت این سازه از سه گونه خشت استفاده گردیده است :
1-خشت خام.
2-خشت پخته شده (آجر)
3-خشت خام مسلح شده توسط خشت پخته شده و کوبیده شده.
در ارتباط با سومین نوع خشت باید گفت که این تکنیکی بوده است که باعث مقاومت فوق العاده زیاد بنا گشته و ساختمان را در برابر عوامل طبیعی و جوی بسیار مقاوم می نموده و برای اولین بار در تاریخ معماری جهان ، در همین معبد زیگورات مورد استفاده قرار گرفته است.
هستهء مرکزی این معبد با خشت خام بنا گشته و سپس توسط یک تیغه به ضخامت دو متر از جنس خشت پخته شده احاطه گردیده که وظیفهء این تیغه حفاظت هستهء اصلی از اثرات باد و باران می باشد و سپس این دو قسمت توسط تیرهای چوبی بسیار قوی و ضخیم به هم قفل گردیده اند.
طبق بررسی های انجام شده توسط پژوهشگران ، این معبد که دارای پنج طبقه بوده در طبقهء آخر خود تماماً از سنگها و آجرهای سبز ، فیروزه ای و آبی رنگ با تلالوی نور نقره ای ساخته شده بود که یافته شدن آجرهای رنگی در قسمت فوقانی این معبد خود سندی بر این مدعاست .ظاهراً طبقهء اعلای این معبد محل قرار گرفتن مجسمهء اینشوشیناک بوده است.
جالب است بدانیم که ساخت هر کدام از طبقات این معبد از روی سطح زمین آغاز گردیده و نتیجتاً طبقات فوقانی فشار چندانی را بر روی طبقات تحتانی وارد نمی سازند و در بین این دیوارها که کار پایهء حمال را نیز انجام می دادند دربهایی برای آمد و شد تعبیه گردیده شده بود.
راه آبهای این معبد نیز جای تامل و بررسی دارند :
این راه آبها در عمق 80 سانتیمتری سطح آجری قرار گرفته اند و به صورت عمودی بوده ولی در زمانی که به سطح زمین می رسند شکل یک آبراههء افقی با دهانه ای هلالی شکل را به خود می گیرند ، و در آخر بصورت راه آبی روباز بر کف طبقهء همکف جاری می گردند.
ایلامیان برای جلوگیری از برخورد عمودی آب از ارتفاع بالا و تخریب سطح آجری راه آبها چاره ای جالب اندیشیده بودند : آنها در بین مسیر این آبراهه ها هر چند متر یکبار کانالهایی به شکل پلکان ایجاد کرده بودند تا آب با برخورد و عبور از این کانالها از سرعت و قدرت خود کاهیده و با شتاب کمتری به سطوح زیرین سقوط نماید از سوی دیگر محل برخورد آب با سطوح آجری را توسط لوله هایی استوانه ای شکل از جنس سفال قابل تعویض می پوشاندند تا هر چند گاه یکبار به صورت سرویس دوره ای آنها را تعویض کنند.
عاقبت ،شهر دوراونتاش در حدود 2700 سال پیش توسط آشور بنی پال (بانی پال) پادشاه خونریز آشور ویران گشت و هرچند که تا حدود 300 سال پس از آن نیز مسکونی باقی ماند اما دیگر هرگز به دوران رونق و اوج خود باز نگشت ، تا آنکه از 2400 سال پیش دیگر کاملاً متروکه و مخروبه گردید و دیگر هرگز در هیچ کتاب و یا سندی اثری از آن یافت نگردید و هیچکس در مورد آن سخن نگفت ، تا آنکه حدود 70 سال پیش یعنی در سال 1314 خورشیدی یک کاوشگر فرانسوی که برای جستجو و بررسی امکان کشف نفت در این منطقه به کار گرفته شده بود ، جهت گمانه زنی وجود ذخایر نفت به یک تپهء گمنام مشکوک گردید غافل از اینکه این تپهء خاکی همچون صدفی که گوهر را در بر می گیرد ، تاریخ و تمدن چند هزار سالهء این سرزمین را در خود نهفته دارد .
این پژوهشگر اروپایی پس از مشاهدهء چند خشت خام که بر روی آن خط میخی نگاشته شده بود احساس نمود که کشف بزرگی کرده است و پس از اطلاع به دولت مرکزی (حکومت پهلوی اول) مقدمات کاوش بیشتر مهیا گردید.
عاقبت در سال 1979 میلادی این سازهء باستانی به همراه تخت جمشید و میدان نقش جهان در اصفهان به عنوان سه اثر مهم باستانی و جهانی در سازمان یونسکو ثبت گردیدند.
باشد که با شناخت آثار ملی خود و ایجاد روحیهء خویشتن باور داری ، بتوانیم به اوج شکوه گذشته بازگردیم.
نکته: لازم به توضیح است که تمامی عکسهای این متن در زمستان 84 و توسط دوربین موبایل ثبت شده و بابت پایین بودن کیفیت آنها از همهء شما بازدید کنندگان گرامی عذر می خواهم.
http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=39061
http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=39002
http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=38972