


در میان این همه آگهی تبلیغاتی و اعلام نیازمندیها ،این یکی نیازمندی بسیار چشمگیرتر از دیگران رخ می نمود...
می خواستم برایش نامی بگذارم ولی دیدم واژهء «بدون شرح» شاید پر معنا ترین و مشروح ترین نام برای این پدیده باشد و شاید هم بی معنا ترین...
در این دنیا که یکی دل می فروشد و دیگری دل میخرد،یکی ناز می خرد و دیگری غمزه می فروشد،یکی فخر می فروشد و دیگری منت می خرد..... یکی هم پیدا شده تا قسمتی از بدنش،لنگه ای از یک جفت اندامش را بفروشد تا هم «کار» خودش را راه بیندازد و هم «کار» دیگری را،و راستی مگر نه اینکه نام این صفحه از روزنامه را «نیازمندیها» گذارده اند تا من و تو با مراجعه به آن بتوانیم نیازهایمان را برطرف نماییم؟خب این نیز نوعی اعلام نیازمندیست که یکی با حراج متاعی ارزشمند نیازش را برطرف ساخته و دیگری که نیازمند این متاع است ،آن را می خرد او نیز نیازش را مرتفع می سازد:این راضی،آن راضی و..... ناراضی!!!
معنای نیاز برای خریدار این متاع کاملاً روشن است:زندگی و ادامهء حیات!!! ولی برای فروشنده،این نیاز می تواند تعابیر مختلف داشته باشد:خرید یک فقره وام مسکن،پرداخت اقساط معوقه بانک،خرید یک تاکسی برای گذران مخارج خانواده،خرید جهیزیه برای دختر،پرداخت شهریهء دانشگاه پسر،....
فقط در پایان به این می اندیشم که تا مدتی دیگر حتماً شاهد چاپ آگهی فروش یک لنگه چشم و گوش و چند لیتر خون و یک عدد حلق فرد و اعلاء و .... خواهیم بود و از دیدن آن تعجب هم نخواهیم کرد!!!
پی نوشت:شماره تلفن فروشنده را تعمداً حذف نکردم تا در این دنیای پر از «نیازمندیها» شاید من هم کمکی در رفع نیاز یک نیازمند کرده و بی منت و رایگان برایش تبلیغی کرده باشم(خداوند این قلیل تبلیغات را از ما بپذیرد انشاء ا...).
برچسبها: اجتماعی(sociyal)
مسوولیت محتوا و صحت مطالب این وبلاگ
برعهده نویسنده است
© 2004 - 2007
FOTO.IR
| All rights reserved
Powered by
SiteDepartment | Web Development Services
فقط مانده بگویند
به یک آدم خوش برورو ، ترجیحا خانم نیازداریم