A wide view 

into the world of photography

Tuesday, January 1, 2008

انشاء....

داشت انشاء می نوشت،بی خیال و فارغ از کیفیت مکان و زمان....

چنان غرق در نوشتن بود که شاید سختی زمین خشک زیر پایش را فراموش کرده بود و تیزی خارهای بی احساس اطراف را به هیچ انگاشته بود.

چنان غرق در اندیشیدن و نوشتن گشته بود که گویی داشت فهرست نیازمندیها و مایحتاج زندگیش را لیست می کرد!!!

شاید فراموش کرده بود که در همین چند کیلومتر آنطرفتر،در شهر، کلاسهای مبله با همهء امکانات و لوازم هم فراوان است و هم در دسترس همهء پولدارها!!!

موضوع انشاء را هم نپرسیدم،شاید رفاه و عدالت اجتماعی...،شاید بهداشت و تندرستی برای همه و شاید....

حومهء شهرستان اهواز


برچسبها:

0 نظر:
ايجاد يک پيوند