A wide view 

into the world of photography

Tuesday, January 1, 2008

شبی در جمع نرگسی های اهواز































دیشب که مصادف بود با یازدهم دی ماه، در یکی از بزرگترین تالارهای شهر اهواز،یعنی تالار شهرک نفت به مناسبت عید سعید غدیر خم و البته با چند روز تاخیر، انجمن بهبهانیهای مقیم اهواز مراسم با شکوهی را برپا نمودند.
اینکه چگونه می توان مردمی را صرفاً با یک وجه اشتراک و آنهم به صرف داشتن ریشهء بهبهانی هر سال در یک تالار جمع نمود شاید سوالی دشوار باشد ولی آنانکه با روحیهء بشاش و حس شدید تعاون و مشارکت در مردم بهبهان آشنایند، خوب می توانند پاسخ این سوال را بدهند ...
در این مراسم که معمولاً بیش از دو هزار نفر جمعیت را در بر می گیرد و به همین علت همیشه دقایقی پس از آغاز،بسیاری از افراد و خانواده ها مجبور به ایستادن سرپا می گردند، می توان صنوف مختلفی را مشاهده نمود،اعضاء محترم هئیت علمی دانشگاه ها،پزشکان معتبر و مجرب استان خوزستان،بازاریان موفق و خوشنام اهواز و....
حضور من و امثال من در این جمع شاید حتی برای خودمان نیز سوالی بی پاسخ باشد،بسیارند افرادی که دقیقاً مثل خود من حتی نامی از بهبهان در شناسنامهء خودشان و حتی والدینشان نیامده ولی باز هم خود را منتسب به شهر نرگس های شهلا،بهبهان می دانند و می توان گفت که لااقل هر سال یکبار این نکته به من یادآوری می شود که:فراموش نکن که نیاکانت کجا بوده اند و کجا می زیسته اند و از کجا آمده اند...
به عبارت ساده تر من و افرادی نظیر من،سالی یکبار خودمان را به خود یادآوری می کنیم.
به قول دوست عزیز و همشهری خوبم
آرش در این شبها به نوعی دچار پارادوکس می شویم که بالاخره کجایی هستیم!!!...
اگر از حال و هوای این جشن بخواهم بگویم،باید عنوان کنم که در این مراسم که بیش از 2000 نفر مهمان را پذیرا شده بود،بدلیل استفاده از یک سالن مجهز و بزرگ،امسال دیگر شاهد سرپا ماندن مهمانان نبودیم و از قضا پذیرایی نیز بهتر از سالهای پیش انجام شد.
برنامه های هنری زیبا و چشمگیری هم اجرا شد که می توان به اجرای موسیقی پاپ و نیز بندری؟؟؟!!!با گویش بهبهانی اشاره نمود و نیز تئاتری طنز نیز توسط هنرمندان بهبهانی اجراء گردید که مثل هر سال کلامی به گویش بهبهانی در آن شنیده نشد و هنرمندان خوب این نمایش خیلی اصرار داشتند که فارسی را با گویش تهرانی و آنهم از نوع لاله زاری!!! تکلم کنند.
امسال جای یکی از هنرمندان خوب بهبهانی در این جمع خالی بود:سید محمد سید،یکی از شعرای خوب و خوش قریحهء بهبهانی که هر سال با اشعار خوب و با نمک خویش جمعیت را به شور می آورد،به علت فوت یکی از اعضاء خانواده اش،امسال در بین ما نبود که لازم میدانم از سوی خود و سایر عزیزان به ایشان تسلیت عرض کنم،البته به جای ایشان آقای حاج بشیر تجلی،یکی دیگر از شعرای بهبهان در مراسم حاضر و به شعرخوانی پرداختند.
حضور مسئولین و مقامات مختلف شهرستان بهبهان از جمله شهردار،فرماندار،امام جمعه،نمایندهء محترم مجلس و... در این جمع،چشمگیر بود که در همان آغاز برنامه لوح یادبودی از سوی انجمن بهبهانیهای مقیم اهواز به حضرت آیت ا... مجتهدی امام جمعهء اسبق این شهر اهداء گردید.
امسال نیز مانند سالهای گذشته در بین مدعوین ،گلهای نرگس زیبایی توزیع شد ولی به هیچوجه قابل مقایسه با سالهای پیشین نبود که علت این امر را عدم بارش باران و نرسیدن گلهای نرگس عنوان نمودند.
عبدا... تجلی،امسال نیز یکه تاز میدان هنر بود و حسابی هنرنمایی کرد.
آقای مقدم،که بخاطر سفر به مکه و حاجی شدن با سر تراشیده بر روی صحنه حضور یافته بود،بسیار خوب از عهدهء اجرای برنامه، آنهم با گویش بهبهانی برآمد که جای تقدیر بسیار داشت.
وبسایت بهبهانیهای مقیم اهواز پس از گذشت بیش از یک سال هنوز هم در دست ساخت است!!!
جناب آقای دهدشتی،رئیس انجمن بهبهانیهای مقیم اهواز،تلاش بسیار زیادی برای برپایی هر چه بهتر این مراسم نموده بود.
مراسم تا ساعت 23:40 ادامه یافت.











برچسبها:

4 نظر:
Anonymous زهرا:
سلام مرسی از گزارش بسیار زیبایی که تهیه کردی

کاش همه مثل شما اینقدر حس وطن پرستی داشتن

Anonymous ناشناس:
سلام بر بهرام عزيزم

خسته نباشي عكسها بسيار زيبا و مرتب شده كه جاي تقدير ويژه دارد. خاطره بياد ماندني و عزيزي بود كه اميدوارم اين مجالس ماندگار باشد كه همه ما سخت به تجميع و اتحاد با بهانه اي شادي بخش و سازنده محتاجيم . يكي دونفر از دوستان كه آنجا مرا ديدند با لهجه غليظ و شگفتي بسيار پرسيدند : په ته اينجا چه مي كو؟!! گفتم كه امشب بهبهاني ها دستشان رو شد ! و نمي دانستند كه دل من هميشه پيش نرگسهايي است كه بهانه عاشق شدن و دوستت دارم گفتنند . نمي دانستند كه راز آلودي سرزمين ارجان و كوهها و دره هاي خطرناك بي بي حكيمه و بي بي حليمه را به جان دوست دارم و .... شب بخير نيكول

شب تو هم بخیر نیکول!!!راستی....راستشو بگو:اونزا سه می چردی مجه؟؟؟

Anonymous ناشناس:
سلام همكار گرامي و دوست عزيز
با ديدن گزارش و عكسهاي جشن بسيار خوشحال شدم خصوصا كه عكس پدرم كه عاشقانه مي پرستمش نيز در ميان آنها بود.فقط ميتونم بگم آينده ، قابل اعتمادتر از گذشته هاست . به آينده ها راحتتر از گذشته ها مي توان تکيه کرد . آنها مهربانترند . آنها سفيد و نوراني اند . مي تواني آنها را زيبا طراحي کني. مي تواني آنها را همانطوري که خودت مي خواهي گلکاري کني . تزئين کني مي تواني آنها را مال خودت بداني. آينده مال ماست و نبايد آنها را به هيچ قيمتي از دست داد .حالا شايد آينده آني نشود که ما ترسيم کرده ايم . شايد زشت شود و با ما سر ناسازگاري بگذارد . اما اين ما هستيم که حتي زشتي اش را هم بايد مال خود بدانيم .
در آينده شما دوست عزيز ، يک باغ گل هست . يک باغ خيلي بزرگ.اميدوارم هر روز موفقتر از پيش باشيد.
محقق

ايجاد يک پيوند